الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
416
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
خيرى در او نبود . تا اينكه به مردم بنمود محلّ نجاتشان را ، و جاى داد ايشان را در محل و جايگاهشان . پس به گردش درآمد آسياى ايشان ، و راست شد نيزههايشان . و به خدا سوگند كه من بودم از سوقدهندگان و راندگان ايشان ( يعنى از كسانى كه بدان اقوام جاهل و كفّار سنگدل حملهور شد ) تا اينكه بتمامى پشت كردند و گريختند ، و در ريسمان ذلّت و انقياد خود اجتماع نمودند . نه ناتوان شدم و نه ترسيدم و نه خيانت كردم و نه سست شدم . و به خدا سوگند كه باطل را مىشكافم تا حق را از تهيگاه آن بيرون آورم . در خطبهء 104 مىفرمايد : حَتّى بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِ وَآلِه شَهيداً وَ بَشيراً وَ نَذيراً . خَيرَ البَرِيَّةِ طِفلًا وَ أَنجَبَها كَهلًا . وَ أَطهَرَ المُطَهَّرينَ شيمَةً ، وَ أَجوَدَ المُستَمطَرينَ ديمَةً . [ مردم در گمراهى به سر مىبردند ] تا خدا محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت گواه و مژدهدهنده و ترساننده . در كودكى بهترين خلايق بود و در سالمندى نجيبترينِ آنها . و پاكترينِ پاكيزگان بود از جهت طبيعت ، و بخشندهترينِ كسانى بود كه از آنها باران جود دائم طلب شده است . در خطبهء 107 مىفرمايد : اختارَهُ مِن شَجَرَةِ الأَنبِياءِ ، وَ مِشكاةِ الضِّياءِ ، وَ ذُؤابَةِ العَلياءِ ، وَ سُرَّةِ البَطحاءِ ، وَ مَصابيحِ الظُّلمَةِ ، وَ يَنابيعِ الحِكمَةِ . طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِّبِه . قَد أَحكَمَ مَراهِمَهُ ، وَ أَحمى مَواسِمَهُ . يَضَعُ مِن ذلِكَ حَيثُ الحاجَة إِلَيهِ : مِن قُلوبٍ عُمْيٍ ، وَ آذانٍ صُمٍّ ، وَ أَلسِنَةٍ بُكمٍ . مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِه مَواضِعَ الغَفلَةِ وَ مَواطِنَ الحَيرَةِ . لَم يَستَضيئوا بِأَضواءِ الحِكمَةِ وَ لَم يَقدَحوا بِزِنادِ العُلومِ الثّاقِبَةِ فَهُم في ذلِكَ كَالأَنعامِ